تریدرهای حرفهای وقت زیادی را صرف یادگیری مهارتهای مرتبط با تشخیص نقاط بازگشت روند کردهاند. بسیاری از این تریدرها برای دستیابی به چنین مهارتی، به سراغ الگوهای بازگشتی رفتهاند؛ الگوهایی که به ما کمک میکنند تا راحتتر بتوانیم نقاطی را که قدرت خریداران یا فروشندگان در حال تضعیف است و احتمال تغییر جهت حرکت بازار وجود دارد را شناسایی کنیم. دو الگوی سقف دوقلو و الگوی کف دوقلو از جمله کاربردیترین ابزارهای تکنیکال در تشخیص چنین نقاطی هستند.
با کمک این دو الگو امکان دریافت زودهنگام سیگنال برگشتی نزولی و صعودی فراهم شده است. سادگی ساختار از یکسو و قابلیت تعیین حد ضرر و سود در آن موجب شده تا معاملهگران بتوانند از الگوی دوقلو در بازار کریپتو، فارکس و حتی سهام استفاده کنند. اگر شما هم درباره دو الگوی سقف دو قلو و کف دوقلو کنجکاو هستید، این مقاله برای شماست؛ پس با ما همراه باشید.
- الگوی سقف دوقلو چیست؟
- الگوی کف دوقلو چیست؟
- ساختار تشکیل الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو
- نحوه معامله با الگوی سقف دوقلو
- نحوه معامله با الگوی کف دوقلو
- نقش حجم معاملات در تأیید الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو
- فیک بریک اوت و تلههای بازار در الگوی دوقلو
- کاربرد الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو در بازار ارز دیجیتال
- مزایا و معایب الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو
- معتبرترین ابزارهای تحلیل تکنیکال
- سوالات متداول
الگوی سقف دوقلو چیست؟
الگوی سقف دوقلو (Double Top Pattern) یکی از مهمترین الگوهای بازگشتی در تحلیل تکنیکال به شمار میرود که عموماً بعد از یک روند صعودی قدرتمند در نمودار قیمتی ظاهر میشود و میتواند یک هشدار مهم درباره احتمال تغییر جهت بازار باشد. به لحاظ ساختاری، الگوی سقف دوقلو از دو قلخ تقریباً همسطح تشکیل یافته است که بین آنها یک اصلاح قیمتی قرار دارد. این ساختار روی نمودار قیمتی ظاهری شبیه به حرف M انگلیسی دارد و شناسایی آن کار چندان سختی نیست.
تشکیل الگوی سقف دوقلو عموماً هنگامی رخ میدهد که قیمت بعد از یک حرکت صعودی به ناحیهای از مقاومت میرسد. در برخورد اول، بازار با فشار قابل توجه فروش مواجه میگردد و به همین علت بازار شاهد یک اصلاح قیمت کوتاهمدت خواهد بود. در قدم بعدی، قیمت مجدداً تا نزدیکی همان سطح قبلی رشد میکند؛ اما در قله دوم، نشانههایی از ضعف در طرف خریداران ظاهر میشود که این موضوع عمدتاً با کاهش حجم معاملات و ناتوانی در ثبت سقف بالاتر همراه است.
یکی از اجزای مهم الگوی سقف دوقلو، نِکلاین (Neckline) در تحلیل تکنیکال است. نکلاین از اتصال قیمت کف میان دو قله شکل میگیرد و نقش نقطه حمایت کلیدی را برعهده دارد. تا زمانی که قیمت این سطح به سمت پایین نشکسته است، الگوی سقف دوقلو تأیید نمیشود. تأیید نهایی زمانی خواهد بود که نکلاین به صورت قطعی و البته با حجم معاملات بالا بشکند. شکست نکلاین به معنای برتری فروشندگان و آغاز یک روند نزولی جدید در بازار است. بنابراین، در تحلیل الگوی سقف دوقلو هیچگاه به سادگی از کنار نکلاین عبور نکنید.
الگوی کف دوقلو چیست؟
الگوی کف دوقلو (Double Bottom Pattern) را نیز باید یکی از معروفترین و البته محبوبترین الگوهای بازگشتی صعودی در تحلیل تکنیکال معرفی کرد. این الگو معمولاً بعد از یک روند نزولی قیمت شکل میگیرد و آن را میتوان یک نشانه مهم برای پایان فشار فروش و آغاز یک روند صعودی قدرتمند به شمار آورد. به لحاظ ساختاری، این الگو شامل دو کف تقریباً همسطح است که میان این دو کف یک اصلاح قیمتی به صورت سقف قرار گرفته و به همین علت ظاهری شبیه به حرف W انگلیسی در نمودار قیمتی دارد.
الگوی کف دوقلو معمولاً زمانی در نمودار ظاهر میشود که قیمت بعد از یک کاهش قیمت طولانیمدت به یک سطح مهم حمایتی میرسد که دیگر توان عبور از آن را ندارد. بعد از اولین برخورد با این سطح حمایت، قیمت مقداری برمیگردد؛ اما مجدداً تا نزدیکی کف قبلی کاهش پیدا میکند. در کف دوم عموماً شاهد افزایش حجم معاملات هستیم که آن را باید نشانهای از علاقه و ورود خریداران جدید به بازار در نظر گرفت.
افزایش حجم معاملات اهمیت بالایی دارد؛ چراکه به تریدرها کمک میکند تا بهتر بتونند قدرت روند بازگشتی را ارزیابی کنند و از تشکیل یک بازگشت واقعی مطمئن شوند. به بیان دیگر، تأیید شکست در الگوی کف دوقلو با کمک توجه به حجم معاملات صورت میگیرد. هنگامی که قیمت بتوند سقف میان دو کف را بشکند و این شکست با همراهی افزایش حجم معاملات باشد، الگوی کف دوقلو تأیید میشود و احتمال شروع روند صعودی افزایش پیدا میکند.
ساختار تشکیل الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو
در تشکیل الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو با چندین مرحله مواجه هستیم که در ادامه هر یک را به صورت تفصیلی مورد بررسی قرار میدهیم:
روند اولیه در الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو
اولین مرحله در شکلگیری هر دو الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو، روند اولیه است. در الگوی سقف دوقلو، این روند اولیه غالباً یک روند صعودی با قلهها و کفهای بالاتر است. این در حالیست که در الگوی کف دوقلو، روند اولیه نزولی و شامل کفها و سقفهای پایینتر است. تشخیص صحیح روند اولیه اهمیت بالایی دارد؛ چراکه هر الگوی بازگشتی بدون وجود یک روند قبلی معتبر، نمیتواند سیگنال قابل اطمینانی ارائه دهد. تریدرها باید در قدم اول روند کلی بازار را بررسی کنند تا از اعتبار الگو اطمینان پیدا کرده و زمان مناسب تأیید الگو را از دست ندهند.
سقف یا کف اول در الگوی دوقلو
در قدم بعدی، سقف یا کف اول شکل میگیرد. در الگوی سقف دوقلو، قیمت به اوج خود میرسد و بعد از آن با اصلاح جزئی قیمت مواجه میشود. در طرف دیگر ماجرا و در الگوی کف دوقلو، قیمت به پایینترین سطح خود کاهش پیدا میکند و سپس یک برگشت قیمت کوتاهمدت در نمودار ظاهر میشود. این مرحله نشان از سطح مقاومات (در سقف دوقلو) و حمایت (در کف دوقلو) دارد و معمولاً تحلیلگران در این مقطع، حجم معاملات را نیز بررسی میکنند تا از قدرت روند اولیه آگاه شوند.
اصلاح میانی در الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو
بعد از تشکیل سقف یا کف اول، مرحله بعدی همواره یک اصلاح میانی است. این اصلاح قیمت غالباً با کاهش (در الگوی سقف دوقلو) یا افزایش (در الگوی کف دوقلو) کوتاهمدت قیمت همراه است و موجب ایجاد فاصله میان دو سقف یا دو کف میشود. البته اندازه این اصلاح قیمت باید منطقی باشد و با معیارهای عددی مورد ارزیابی قرار بگیرد. این اصلاح قیمتی در بازار فارکس در حدود ۳ تا ۵ درصد، در بازار سهام ۱۰ تا ۲۰ درصد و در بازار رمزارزها ۱۵ الی ۲۰ درصد خواهد بود.
سقف یا کف دوم در الگوی دوقلو
مرحله چهارم در تشکیل الگوی دوقلو با شکلگیری سقف دوم در الگوی سقف دوقلو و کف دوم در الگوی کف دوقلو آغاز میشود. در الگوی سقف دوقلو، قله و سقف دوم تقریباً همسطح قله اول است؛ اما در آن با کاهش حجم معاملات مواجه هستیم که نشان از ضعیف شدن قدرت خریداران دارد. در الگوی کف دوقلو نیز کف دوم نزدیک به کف قیمتی اول شکل میگیرد و غالباً در آن با افزایش حجم معاملات مواجه هستیم که آن را باید نشانهای برای ورود خریداران تازهنفس به بازار در نظر گرفت.
نکته: این مرحله بسیار مهم و حساس است و تریدرها باید مراقب اشتباهات رایج در تشخیص الگوی دوقلو نظیر اشتباه در تشخیص قلهها یا کفهای موقتی باشند.
شکست نکلاین در الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو
مرحله پایانی و البته مهم در الگوی دوقلو به شکست نکلاین مربوط است. در الگوی سقف دوقلو، شکست نکلاین به سمت پایین، سیگنال برگشتی نزولی را تأیید میکند. در الگوی کف دوقلو نیز شکست مقاومت میان دو کف، تولیدکننده سیگنال برگشتی صعودی است. فاصله زمانی میان دو سقف یا دو کف ممکن است بین ۱ تا ۳ ماه به طول انجامد. تلورانس اختلاف دو قله و دو کف نیز باید در محدوده مجاز باشد تا اعتبار الگو حفظ شود. تریدرها میتوانند با مقایسه ارتفاع سقف/کفها و نکلاین، هدف قیمت احتمالی را محاسبه کرده و از ورود یا خروج اشتباه فاصله بگیرند.
نحوه معامله با الگوی سقف دوقلو
یادگیری استراتژی معاملاتی با الگوی دوقلو بخش مهم آشنایی با این الگوی بازگشتی را به خود اختصاص داده است. این استراتژی بستگی به سطح ریسکپذیری شما دارد و در ادامه با حالات مختلف نحوه معامله با الگوی سقف دوقلو بهتر آشنا میشویم: 
استراتژی معاملاتی تهاجمی در الگوی سقف دوقلو
استراتژی معاملاتی تهاجمی در الگوی سقف دوقلو، به این صورت است که شخص تصمیم میگیرد قبل از تأیید کامل الگو و قبل از شکست نکلاین وارد معامله شود. معمولاً این ورود در سقف دوم انجام میگیرد؛ یعنی جایی که قیمت به سطح قله اول برگشته و نشانههایی از ضعف در طرف خریداران دیده میشود. این استراتژی ریسک بسیار بالایی دارد؛ چراکه ممکن است قیمت مجدداً صعود کند و الگوی سقف دوقلو نهایی نشود.
برای مدیریت ریسک در استراتژی معاملاتی تهاجمی بهتر است حتماً از حد ضرر (Stop Loss) استفاده کنید. معمولاً حد ضرر در الگوی سقف دوقلو کمی بالاتر از سقف دوم قرار میگیرد تا در صورت شکست ناگهانی سطح مقاومت، سرمایه تریدر از زیان بیشتر مصون باقی بماند. البته در این مسیر، استفاده از اندیکاتورهای تأییدی نظیر شاخص RSI یا Stochastic نیز میتواند احتمال موفقیت شما را افزایش دهد.
استراتژی معاملاتی محافظهکارانه در الگوی سقف دوقلو
روش معاملاتی دیگر استراتژی معاملاتی محافظهکارانه است و استفاده از آن برای تریدرهایی که ریسکپذیری پایینتری دارند، توصیه میشود. در این شیوه، ورود به پوزیشن معاملاتی بعد از شکست نکلاین انجام میگیرد. شکست سطح حمایتی که نکلاین در آن قرار گرفته، تأیید کننده این واقعیت است که روند صعودی قبلی پایان یافته و حالا سیگنال برگشتی نزولی در بازار فعال شده است.
بعد از شکست نکلاین، تریدرها میتوانند از فرصت پولبک به نکلاین برای ورود مجدد استفاده کنند. این حرکت بازگشتی کوتاهمدت، امکان تعیین نقاط ورود با ریسک کمتر را فراهم میکند. در این مرحله، محاسبه هدف قیمتی و تعیین تارگت اهمیت بسیار زیادی دارد.
تعیین نسبت ریسک به ریوارد در الگوی سقف دوقلو
در هر دو استراتژی معاملاتی تهاجمی و محافظهکارانه، بررسی نسبت ریسک به ریوارد لازم است. تریدر باید نسبت سود احتمالی به ضرر بالقوه را ارزیابی کند تا تصمیم هوشمندانهتری درباره ورود یا عدم ورود به معامله منطقی اتخاذ کند؛ به عنوان مثال، در صورتی که فاصله سقف تا نکلاین حدود ۵۰ پیپ باشد و هدف قیمتی دو برابر این فاصله (یعنی ۱۰۰ پیپ) تعیین گردد، نسبت ریسک به ریوارد مناسب خواهد بود.
به طور خلاصه، فرقی نمیکند که کدام یک از دو استراتژی معاملاتی را انتخاب میکنید، در هر حالت باید توجه ویژهای به حد ضرر، مدیریت ریسک به ریوارد و محاسبه دقیق هدف قیمتی داشته باشید.
نحوه معامله با الگوی کف دوقلو
برای معامله با الگوی کف دوقلو تقریباً با اصولی مشابه با آنچه که درباره معامله با الگوی سقف دوقلو گفته شد، مواجه هستیم؛ اما در جهت صعودی! نکته مهم ورود به بازار بعد از شکست سطح نکلاین است. هنگامی که قیمت بتواند بالای نکلاین بسته شود، سیگنال برگشتی صعودی تأیید خواهد شد و آن نقطه بهترین موقعیت برای ورود به پوزیشن لانگ به شمار میرود. این تأیید به شما کمک میکند تا از ورود زودهنگام و البته ریسکهای مرتبط با فیک بریکها فاصله بگیرید. البته در این مسیر باید توجه ویژهای به ۲ نکته داشته باشید:
- مدیریت ریسک در معامله با الگوی کف دوقلو
در زمانی که با کمک سیگنال دریافتی از الگوی کف دوقلو به دنبال انجام یک معامله هستید، نباید تعیین حد ضرر را فراموش کنید. حد ضرر در این الگو معمولاً کمی پایینتر از کف دوم قرار میگیرد تا در صورت ادامهدار شدن روند نزولی قیمت، از زیان بیشتر جلوگیری شود. استفاده از اندیکاتور میانگین متحرک و RSI نیز میتواند شانس موفقیت شما در انجام معاملات با کمک الگوی کف دوقلو را افزایش دهد. - هدفگذاری و نسبت ریسک به ریوارد در معامله با الگوی کف دوقلو
برای تعیین هدف قیمتی باید فاصله عمودی موجود میان کفها و نکلاین را محاسبه و این فاصله را به بالای نکلاین اضافه کنیم؛ به عنوان مثال، در صورتی که فاصله میان کف دوم و نکلاین چیزی در حدود ۲۰۰ پیپ است، هدف قیمتی معامله باید ۲۰۰ پیپ بالاتر از نکلاین در نظر گرفته شود. حال اگر حد ضرر ۶۷ پیپ پایینتر از نکلاین تعیین شود، نسبت R/R 3:1 شکل میگیرد که یعنی با معاملهای با ریسک ۶۷ پیپ و پتانسیل سود ۲۰۰ پیپ مواجه هستیم.
این رویکرد به شما کمک خواهد کرد تا رفته رفته از کپی ترید ارز دیجیتال فاصله گرفته و با کمک یک ابزار قدرتمند شخصاً نقاط برگشت صعودی را شناسایی و معاملات سودآوری در کریپتو، فارکس و بازار سهام انجام دهید.
نقش حجم معاملات در تأیید الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو
اگر درباره تأیید اعتبار الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو نگران هستید، توصیه میکنیم که توجه خود را به حجم معاملات معطوف کنید. حجم معاملات نشاندهنده قدرت خریداران و فروشندگان در نقاط مختلف این الگو است و به تریدر کمک میکند تا در دام سیگنالهای کاذب و فیک بریکها نیفتد. در الگوی سقف دوقلو، معمولاً کاهش حجم معاملات در سقف دوم رخ میدهد و این کاهش حجم خود دلیل محکمی برای بازگشت روند نزولی به بازار است.
زمان شکست نکلاین نیز مهم است. زمانی که قیمت موفق میشود در پایینتر از نکلاین بسته شود، افزایش حجم در شکست تأییدی بر قدرت روند نزولی است و تریدرهای محافظهکار را برای ورود مطمئن آماده میکند. این در حالیست حجم پایین در شکست نکلاین ممکن است حاوی این هشدار باشد که روند بازگشتی همچنان کامل نشده است. از طرفی، واگرایی در سقف دوقلو نیز میتواند سیگنال قدرتمندی درباره تغییر روند در اختیارمان قرار دهد.
به عنوان مثال، در صورتی که روند قیمتی سقف دوم را مشابه سقف اول بسازد؛ اما اندیکاتورهایی نظیر RSI روندی مغایر داشته باشند، این موضوع میتواند ضعف حرکت صعودی و احتمال برگشت بازار را به ما نشان دهد. تجربه نشان داده است که ترکیب شاخص RSI با الگوی سقف دوقلو (بهویژه در زمان نزدیک شدن به نکلاین) امکان تحلیل دقیقتر و تشخیص بهتر نقاط ورود و خروج را فراهم میکند.
فیک بریک اوت و تلههای بازار در الگوی دوقلو
در انجام معاملات با الگوی سقف دوقلو و الگوی کف دوقلو، یکی از چالشهای متداول به مسئله فیک بریک اوت (Fake Breakout) و شکست جعلی است. فیک بریک اوت هنگامی رخ میدهد که قیمت به ظاهر نکلاین را میشکند؛ اما بلافاصله برمیگردد و روند مورد انتظار شکل نمیگیرد! این پدیده عموماً ناشی از رفتار بازارسازها و بازیگران بزرگ است که به دنبال خالی کردن پوزیشنها خرد و جمعآوری نقدینگی بازار هستند.
برای مقابله با فیک بریک اوت نیز استفاده از Price Filter و Time Filter بسیار مفید خواهد بود. منظور از Price Filter یعنی منتظر ماندن تا شکست قیمت و فاصله گرفتن از نوسانات جزئی! به عنوان مثال، در فارکس شکست باید حداقل چند پیپ فراتر از نکلاین تثبیت شود تا معتبر باقی بماند. Time Filter نیز به معنای انتظار برای تثبیت شکست در یک بازه زمانی مشخص (مثلاً ۲-۳ کندل یا چند ساعت) بعد از عبور از نکلاین تا از شکستهای موقت جلوگیری شود.
همچنین تحلیل چند تایم فریمی نیز میتواند احتمال مواجهه با شکست جعلی را کاهش دهد. با بررسی روند در تایم فریمهای بالاتر، تریدر میتواند تشخیص دهد که آیا شکست نکلاین در یک روند بلندمدت تأیید میشودیا صرفاً یک حرکت کوتاهمدت و فیک است. در مجموع، شناخت تلههای بازار و اجرای فیلترهای قیمت و زمان همراه با تحلیل چند تایم فریمی، به تریدر کمک میکند تا سیگنالهای برگشتی را با دقت بهتری شناسایی کند و ریسک معاملات خود را کاهش دهد.
کاربرد الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو در بازار ارز دیجیتال
در بازار پرنوسان رمزارزی که برخی کسب درآمد از استیکینگ ارز دیجیتال را به دلیل ماهیت غیرفعال آن بیشتر ترجیح میدهند، با تسلط بر الگوی دوقلو به شما کمک خواهد کرد تا راحتتر بتوانید نقاط بازگشت بالقوه را شناسایی و از روندهای صعودی و نزولی بالقوه برای کسب سود استفاده کنید. در زمان شکلگیری الگوی سقف دوقلو ارز دیجیتال، تریدرها میتوانند پوزیشن فروش باز کنند. در نقطه مقابل، الگوی کف دوقلو فرصت خوبی را برای ورود به معاملات خرید در دسترس تریدرها قرار میدهد و اگر به درستی از این دو الگو استفاده کنید، سودهای قابل توجهی عاید شما خواهد شد.
البته در کنار الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو، بررسی لیست قیمت ارز دیجیتال نیز میتواند دید واضحتری نسبت به بهترین نقاط ورود و خروج در اختیارتان قرار دهد؛ به عنوان مثال، در زمان شناسایی یک الگوی کف دوقلو در یک آلتکوین با نوسان بالا، مقایسه سطح حمایتی با قیمت فعلی آن به شما در تعیین دقیقتر حد ضرر و هدف قیمتی کمک خواهد کرد. به طور خلاصه، الگوهای دوقلو فقط یک ابزار کاربردی برای تحلیل تکنیکال نیستند و از آنها باید به عنوان پایهای برای تصمیمگیریهای اصولی در بازار رمزارزها یاد کرد.
مزایا و معایب الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو
الگوهای دوقلو به دلیل وضوح و سادگی که دارند یک ابزار کاربردی هم برای تریدرهای حرفهای و هم برای تریدرهای مبتدی هستند. یکی از مزیتهای مهم این الگوها در توانایی آنها در شناسایی سیگنالهای برگشتی و کمک به یافتن نقاط ورود و خروج مشخص است. الگوهای دوقلو قادر هستند محدوده ریسک را به شکل طبیعی تعریف کنند و معاملهگر میتواند با کمک این دو الگو، حد ضرر درست و اصولی انتخاب کند.
البته با وجود مزایای متعدد، الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو عاری از محدودیت نیست! این دو الگو غالباً در شناسایی بازگشت روند کاربرد دارد و برای تأیید ادامه روند یا دریافت سیگنالهای پیچیده چندان مناسب نیستند. احتمال وقوع شکستهای جعلی همواره در آنها وجود دارد؛ در نتیجه، اگر فقط با اتکا به این الگو معاملات خود را انجام دهید، این احتمال وجود دارد که با ضررهای قابل توجهی مواجه شوید. محدودیت دیگر نیز این است که سقفها و کفها همواره به صورت دقیق شکل نمیگیرند و تلورانس قیمتی ممکن است موجب تفسیر اشتباه آنها شود.
به یاد داشته باشید که معامله با الگوی دوقلو در شرایطی که روند قبلی ضعیف است و حجم معاملات برای تأیید شکست کافی نیست، ریسک بسیار بالایی خواهد داشت. از طرفی، اگر این الگو در بازه زمانی کوتاه و با فاصله کمتر از حد معمول (کمتر از ۱ ماه) شکل بگیرد، ممکن است فقط یک نوسان جزئی باشد و نتواند سیگنال معتبری تولید کند. برای بالاتر بردن دقت این سیگنالها بهتر است از تحلیل چند تایم فریمی و اندیکاتورها کمک گرفته شود.
معتبرترین ابزارهای تحلیل تکنیکال
الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو در دسته معتبرترین ابزارهای تحلیل تکنیکال قرار گرفته است. فرقی نمیکند که چه سطحی از تجربه در تحلیل تکنیکال داشته باشید، در هر صورت میتوانید به راحتی از این دو الگو برای پیشبینی روند قیمتی استفاده کنید. با این وجود، در استفاده از این دو الگوها باید صبر کافی به خرج دهید و قبل از ورود به معامله منتظر بمانید تا شکست نکلاین تأیید شود و حتماً از استراتژی مدیریت ریسک بهینه استفاده کنید. به نظر شما رقیب قدرتمند الگوهای دوقلو کدام الگو است؟ آیا تاکنون تجربه معامله با کمک الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو را داشتهاید؟ نظرات و تجربیات خود را در بخش کامنتها با ما به اشتراک بگذارید.
سوالات متداول
نکلاین چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد؟
نکلاین نقطه تأیید شکست الگو است و ورود به معاملات بعد از عبور قیمت از این سطح انجام میگیرد.
چگونه شکست نکلاین را در الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو تأیید کنم؟
با بررسی حجم معاملات و ترکیب اطلاعات الگو با شاخصهایی نظیر RSI میتوان درباره اعتبار شکست نکلاین به نتیجه قابل اعتماد رسید.
هدف قیمتی در الگوی سقف دوقلو و کف دوقلو محاسبه میشود؟
فاصله بین سقف یا کفها تا نکلاین اندازهگیری و به نقطه شکست اضافه یا کسر میشود (بسته به این که الگوی مورد سقف دوقلو یا کف دوقلو باشد).


