مفهوم احراز هویت مشتری (KYC) در دهههای گذشته بهعنوان ابزاری برای مقابله با جرایم مالی معرفی شد. در سال ۱۹۷۰، قانون محرمانگی بانکی ایالات متحده، مؤسسات مالی را ملزم به مستند سازی و گزارش تراکنش های بزرگ نقدی کرد. پس از حوادث ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، قانون USA PATRIOT برنامههای شناسایی مشتریان را تقویت کرد. اروپا نیز با تدوین دستورالعمل های ضد پولشویی، حوزههای مختلف از جمله صرافیهای رمزارزی را تحت پوشش KYC قرار داد.
امروزه، صرافیهای متمرکز رمزارزی برای مطابقت با مقررات، از کاربران مدارک شناسایی، عکس سلفی و اثبات آدرس درخواست میکنند. این اقدامات بهمنظور جلوگیری از فعالیتهای مشکوک و ایجاد اعتماد در بازارهای مالی انجام میشود.
از دیدگاه نهادهای نظارتی، KYC ابزاری ضروری برای حفاظت از بازارهای مالی است. با این حال، برخی از فعالان حوزه رمزارزها، KYC را بهعنوان تجاوز به حریم خصوصی میدانند و معتقدند که این روشها میتوانند کاربران صادق را تحت فشار قرار دهند. همچنین، نگرانیهایی درباره نشت اطلاعات شخصی و سرقت هویت وجود دارد.
در عین حال، KYC می تواند به مشروعیت بخشیدن به بازار رمزارزها کمک کند. این فرآیند میتواند اعتماد سرمایه گذاران جدید را جلب کرده و از کلاهبرداریها و پروژه های نامعتبر جلوگیری کند. با افزایش استفاده از داراییهای دنیای واقعی در بلاکچین، نیاز به احراز هویت برای جلوگیری از تقلب و تضمین اجرای قانونی بیشتر احساس میشود.
با این حال، KYC ممکن است برای فناوریهای نوظهور مانند دیفای (DeFi) نامناسب باشد. پروتکل های دیفای به صورت غیرمتمرکز عمل میکنند و واسطهای برای انجام تراکنش ها وجود ندارد. در این زمینه، رویکرد “شناخت همتا” (Know Your Peer) می تواند جایگزین مناسبی باشد. این رویکرد با استفاده از ابزارهایی مانند اثبات های دانش صفر (Zero-Knowledge Proofs) امکان تأیید ویژگیهای خاصی از همتا را بدون افشای هویت کامل فراهم می کند. همچنین، سیستم های اعتبارسنجی مبتنی بر بلاکچین می توانند با استفاده از تاریخچه تراکنش ها، اعتمادسازی کنند.
در نهایت، ترکیب فناوریهای حفظ حریم خصوصی با مقررات میتواند به ایجاد تعادل بین امنیت و آزادی در اکوسیستم رمزارزها کمک کند.
منبع: کوین تلگراف


