افزایش اخیر در بخش ارزهای دیجیتال، بسیاری از افراد را بر آن داشته است تا به دنبال فرصت هایی برای کسب سود در این بازار باشند. برای سرمایه گذارانی که قصد دارند در معاملات ارزهای دیجیتال شرکت کنند، درک دقیق تحلیل تکنیکال بسیار مهم است. چه کسی بخواهد ارزهای رمزنگاری شده را به طور فعال معامله کند یا در بلندمدت روی آن ها سرمایه گذاری کند، تسلط بر اصول تحلیل تکنیکال حیاتی است. تجزیه و تحلیل تکنیکال در بازار ارزهای دیجیتال اهمیت دارد و مفاهیم اساسی آن همچنان قابل اجرا هستند. معامله گران و سرمایه گذاران با استفاده از شاخص های تکنیکال برای بررسی نمودارهای ارزهای دیجیتال می توانند احساسات بازار را بسنجند و حرکت های بالقوه قیمت را پیش بینی کنند. سنگ بنای تصمیم گیری آگاهانه در زمینه تجارت در درک روندهای بازار که در نمودارهای رمزنگاری نشان داده شده است و شناسایی راه هایی برای استفاده موثر از آن ها نهفته است.
تحلیل تکنیکال چیست؟
تحلیل تکنیکال به روش استفاده از داده های قیمت گذشته برای پیش بینی حرکت احتمالی قیمت ها در آینده اشاره دارد. تحلیلگرانی که اغلب به آن ها تکنسین می گویند، از ابزارهای مختلفی استفاده می کنند که اساساً بر اساس معیارهای قیمت و حجم است.

با بررسی داده های قیمت تاریخی نشان داده شده در نمودارها، تکنسین ها می توانند احساسات غالب در میان فعالان بازار را ارزیابی کنند. این ابزارهای تحلیل تکنیکال در طیف متنوعی از اوراق بهادار، از جمله سهام، شاخص ها، کالاها و ابزارهای مختلف قابل معامله، مانند ارز دیجیتال ، قابل استفاده هستند.
تاریخچه مختصری از تحلیل تکنیکال
چارلز داو (۱۸۵۱-۱۹۰۲) به طور گسترده ای به عنوان پیشگام تحلیل تکنیکال شناخته می شود. او به عنوان سردبیر افتتاحیه وال استریت ژورنال خدمت کرد. در سال ۱۸۸۲، داو، همراه با ادوارد دیویس جونز، داو، جونز و شرکت را تأسیس کرد که به عنوان یک دفتر اخبار مالی در وال استریت فعالیت می کرد. سال بعد، آن ها خلاصه ای دو صفحه ای از اخبار مالی روزانه را منتشر کردند که به نام نامه بعد از ظهر مشتری معروف است. این خبرنامه شاخص داو جونز را نشان می دهد که در ابتدا شامل ۱۱ سهم بود که ۹ سهم از بخش راه آهن و دو سهم از سایر صنایع بودند.
در سال ۱۸۸۹، شرکا تصمیم گرفتند که خبرنامه خود را به یک روزنامه جامع مالی تبدیل کنند که منجر به ایجاد وال استریت ژورنال شد که از آن زمان به طور مداوم در حال انتشار بوده است. چارلز داو اولین ویراستار بود. ستون سرمقاله او برای اطلاع خوانندگان در مورد بازار سهام خدمت می کرد، جایی که او اغلب بینش خود را در مورد نوسانات قیمت سهام به اشتراک می گذاشت. این بینش ها زمینه ای را برای آنچه که بعداً نظریه داو نامیده شد، ایجاد کرد، که اکنون به عنوان یک جنبه اساسی از تحلیل تکنیکال در نظر گرفته می شود.
تئوری داو چیست؟
با وجود تأسیس بیش از یک قرن پیش، نظریه داو همچنان در بازارهای مالی معاصر مرتبط است. این نظریه به تشریح روندهای بازار و ویژگی های آن ها می پردازد. در سال ۱۹۱۶، چارلز داو شاخص خود را به ۲۰ شرکت گسترش داد.
با ظهور شرکت های بزرگتر در دهه ۱۸۹۰، داو میانگین صنعتی داوجونز (DJIA) را معرفی کرد که در ابتدا شامل ۱۲ شرکت بود که در سال ۱۸۹۶ راه اندازی شد. داو قیمت های پایانی این ۱۲ شرکت را ثبت می کرد، آن ها را جمع می کرد و برای محاسبه میانگین بر ۱۲ تقسیم کنید.
شاخص اصلی که بر سهام ریلی متمرکز بود، شامل دو شرکت خارج از بخش ریلی می شد. داو متعاقباً این سهام را با سهام ریلی جایگزین کرد که منجر به ایجاد میانگین راه آهن داوجونز (DJRA) شد. در سال ۱۹۷۰، این میانگین به میانگین حمل و نقل داوجونز (DJTA) به روز شد و سهام ریلی را با سهام صنایع هواپیمایی و حمل و نقل جایگزین کرد.
داو خاطرنشان کرد که تولید صنعتی حمل و نقل را برای تحویل کالا به مصرف کنندگان ضروری می کند، و او را به این نتیجه رساند که برای معتبر تلقی شدن یک روند، هر دو روند صنعتی و حمل و نقل باید همسو باشند. وقتی تولید صنعتی افزایش می یابد، راه آهن فعالیت های بیشتری را تجربه می کند و در نتیجه هر دو شاخص افزایش می یابد. در مقابل، کاهش تولید صنعتی منجر به کاهش فعالیت راه آهن می شود که باعث کاهش هر دو شاخص می شود. در دوران مدرن، حمل و نقل کالا عمدتاً توسط شرکت های حمل و نقل و خطوط هوایی انجام می شود، بنابراین DJIA و DJTA باید یکدیگر را تأیید کنند تا یک روند معتبر تلقی شود.
اصول نظریه داو
- نظریه داو بر شش اصل استوار است:
قیمت دارایی ها منعکس کننده تمام اطلاعات موجود است: قیمت های بازار تمام اطلاعات مربوط به دارایی ها را در بر می گیرد. عواملی مانند پتانسیل سود و مزیت های رقابتی از قبل در قیمت دارایی لحاظ شده است.
سه نوع اصلی از روند بازار: روندهای اولیه در بازار با بازارهای گاوی و خرسی مشخص می شوند. روندهای ثانویه معمولاً در تقابل با روندهای اولیه حرکت می کنند، که شامل اصلاحات در طول بازارهای صعودی و افزایش ها در طول بازارهای نزولی است.
روندهای اولیه از سه مرحله مجزا تشکیل شده است: هر روند اولیه به سه مرحله مهم تقسیم می شود. در بازار صعودی، این مراحل عبارتند از انباشت، مشارکت عمومی و مازاد. برعکس، بازار نزولی از طریق مراحل توزیع، مشارکت عمومی و هراس پیشرفت می کند.
شاخص های بازار باید با یکدیگر همسو باشند: برای تأیید یک روند جدید بازار، سیگنال های شاخص های مختلف بازار باید مطابقت داشته باشند. اگر یک شاخص یک روند نزولی اولیه را نشان دهد و دیگری یک روند صعودی را نشان دهد، روند جدیدی در بازار هنوز ظاهر نشده است. با این حال، اگر هر دو شاخص جهت یکسان را نشان دهند، معامله گران می توانند شروع یک روند جدید بازار را تایید کنند.
روندهای بازار باید با حجم های متناظر سازگار باشد: در یک بازار صعودی، حجم معاملات باید به همان نسبت افزایش یابد، در حالی که در بازار نزولی، باید در طول زمان کاهش یابد. کاهش حجم در طول یک بازار صعودی ممکن است نشان دهنده یک تغییر نزولی بالقوه باشد که می تواند به بازار نزولی منجر شود.
روندها تا زمانی که یک معکوس واضح مشاهده شود ادامه می یابد: روندهای بازار تا زمانی که یک معکوس قطعی مشخص نشود، به قوت خود باقی می مانند. علیرغم نوسانات روزانه قیمت، نظریه داو ادعا می کند که روند بازار تا زمانی که یک معکوس واضح رخ ندهد، ادامه خواهد داشت.
نمودارها
نمودارها به عنوان ابزار اصلی برای تکنسین ها در این زمینه عمل می کنند. انواع مختلفی از نمودارها وجود دارد که هر کدام برای نمایش بصری حرکت قیمت طراحی شده اند.

-
نمودارهای خطی
نمودارهای خطی نشان دهنده اساسی ترین شکل نمودار مورد استفاده در تحلیل تکنیکال است. به طور معمول، آن ها بر روی یک نقطه داده متمرکز می شوند: قیمت بسته شدن. برای تعیین روند، دنباله ای از قیمت های بسته شده ترسیم می شود و برای ایجاد یک خط پیوسته وصل می شود.
-
نمودارهای میله ای
نمودارهای میله ای اطلاعات جامع تری را در مقایسه با نمودارهای خطی ارائه می دهند. هر نوار در نمودار چهار نقطه داده کلیدی را منعکس می کند: قیمت افتتاحیه، بالاترین قیمت، پایین ترین قیمت، و قیمت بسته شدن، که معمولا به عنوان OHLC (باز، بالا، پایین، بسته) شناخته می شود.
-
نمودارهای کندل استیک
نمودارهای شمعدانی که در دهه ۱۷۰۰ در ژاپن به وجود آمد، ابتدا توسط تاجران برنج به کار گرفته شد. آن ها با انتشار استیون نیسون، «تکنیک های نمودار شمعی ژاپنی» در غرب به رسمیت شناخته شدند.
مشابه نمودارهای میله ای، نمودار کندل استیک داده های باز، زیاد، کم و بسته را در خود جای می دهند، اما این اطلاعات را به شیوه ای بصری جذاب تر ارائه می دهند و باعث می شود که در بین معامله گران بسیار مورد علاقه قرار گیرند. در واقع، نمودارهای کندل استیک در میان پرکاربردترین انواع نمودار در پلتفرم های تجاری غربی قرار دارند.
این نمودارها به ویژه در میان معامله گران ارزهای دیجیتال محبوب هستند، که از آن ها به همان شیوه معامله گران در سایر کلاس های دارایی استفاده می کنند. برای کسانی که در معاملات کوتاه مدت فعالیت می کنند، خدمات نمودارهای مختلف بازه های زمانی کوتاهی به اندازه یک دقیقه را ارائه می دهند که به نمودارهای روزانه گسترش می یابد. برعکس، معامله گران بلندمدت اغلب بر نمودارهای روزانه، هفتگی و ماهانه تکیه می کنند.
هر شمعدان از دو جزء تشکیل شده است: بدنه و سایه ها یا «فتیله ها». بدنه تفاوت بین قیمت های افتتاح و بسته شدن یک ارز دیجیتال در یک بازه زمانی مشخص را نشان می دهد. فیتیله بالایی بالاترین قیمتی را نشان می دهد که در آن بازه زمانی به دست آمده است، در حالی که فیتیله پایینی پایین ترین قیمت دارایی ارز دیجیتال را در همان دوره نشان می دهد.
درک شاخص های تکنیکال
معامله گران از شاخص های تکنیکال مختلفی برای افزایش درک خود از روند بازار استفاده می کنند. برخی از اندیکاتور ها، مانند اندیکاتور باند بولینگر، مستقیماً روی نمودارهای قیمت نمایش داده می شوند، در حالی که برخی دیگر، مانند واگرایی همگرایی میانگین متحرک (MACD) و شاخص قدرت نسبی (RSI)، در پانل های جداگانه در بالا یا پایین قیمت نشان داده می شوند. علاوه بر این، شاخص هایی وجود دارد که داده های حجم را در خود جای می دهند، مانند نشانگر حجم در تعادل (OBV). صرف نظر از ارائه آن ها، همه شاخص ها اساساً بر اساس داده های قیمت و/یا حجم هستند. در نتیجه، آن ها باید همیشه همراه با حرکات قیمت مورد استفاده قرار گیرند، با تأییدی که صرفاً از عمل قیمت بدست می آید.

-
واگرایی میانگین متحرک همگرایی (MACD)
میانگین متحرک واگرایی همگرایی (MACD) یکی از شناخته شده ترین و پرکاربردترین شاخص ها در معاملات است. این توسط جرالد اپل در اواخر دهه ۱۹۷۰ ساخته شد. MACD با دو خط نشان داده می شود:
خط MACD که با کم کردن میانگین متحرک نمایی ۱۲ روزه (EMA) از EMA 26 روزه محاسبه می شود.
خط سیگنال که EMA نه روزه خط MACD است.
این دو خط در اطراف یک خط مرکزی که در نقطه صفر قرار دارد، بدون محدودیت بالا یا پایین تعریف شده، نوسان می کنند. کاربرد اصلی MACD شامل مشاهده متقاطع با خط سیگنال است. هنگامی که خط MACD صعود می کند و از بالای خط سیگنال عبور می کند، نشان دهنده روند صعودی است. برعکس، زمانی که خط MACD پایین می آید و از زیر خط سیگنال عبور می کند، یک روند نزولی را نشان می دهد.
-
شاخص قدرت نسبی (RSI)
شاخص قدرت نسبی (RSI) یکی دیگر از شاخص های پرکاربرد است که توسط J. Welles Wilder توسعه یافته است. RSI در یک محدوده محدود عمل می کند که بین صفر تا ۱۰۰ در نوسان است. به عنوان یک نوسان ساز حرکتی عمل می کند که سرعت تغییرات قیمت را ارزیابی می کند. سطوح آستانه استاندارد روی ۷۰ و ۳۰ تنظیم شده است. قرائت RSI بالاتر از ۷۰ نشان می دهد که امنیت بیش از حد خریداری شده است، در حالی که خواندن زیر ۳۰ نشان دهنده فروش بیش از حد آن است.
در آخر
برای کشف نویدبخش ترین فرصت ها در بازار ارزهای دیجیتال، معامله گران باید نمودارهای ارزهای دیجیتال را تجزیه و تحلیل کنند، زیرا تجزیه و تحلیل تکنیکال به سرمایه گذاران در تعیین جهت بازار کمک می کند.
سوالات متداول
کریپتوکارنسی چیست؟
کریپتوکارنسی به شکلی از ارز دیجیتال یا مجازی اطلاق می شود که از تکنیک های رمزنگاری برای تضمین امنیت استفاده می کند و جعل یا پرداخت مضاعف آن را بسیار دشوار می کند.
بیت کوین چیست؟
بیت کوین به عنوان اولین و برجسته ترین ارز رمزنگاری شده است که توسط خالق یا سازندگان مستعار به نام ساتوشی ناکاموتو در سال ۲۰۰۹ معرفی شد. این ارز به کاربران امکان خرید، فروش و تجارت مستقیم با یکدیگر را می دهد و نیاز به واسطه هایی مانند بانک ها را از بین می برد.
اتر چیست؟
اتر به عنوان ارز دیجیتال اصلی در بلاک چین و اکوسیستم اتریوم عمل می کند. برای پوشش هزینه های تراکنش استفاده می شود و به عنوان وثیقه برای اعتبار سنجی در داخل شبکه عمل می کند.


