بسیاری از تریدرهایی که به تازگی وارد بازار فارکس شدهاند، با روش های تحلیلی متفاوتی برای معامله مواجه می شوند که ممکن است در نگاه اول پیچیده باشند.
بسیاری از این روش ها، در دسته تحلیل های بنیادی و تکنیکال طبقه بندی می شوند. هر چند برخی از تریدرها از هر دو روش استفاده می کنند، اما بسیاری از معامله گران ترجیح می دهند از تحلیل تکنیکال به دلایل مزایای متعدد این روش استفاده کنند. در این مقاله، شما با تحلیل تکنیکال به طور کامل آشنا می شوید. با ما همراه باشید.
تحلیل تکنیکال چیست؟
تحلیل تکنیکال به معنای مطالعه الگوهای قیمت یک دارایی با هدف شناسایی روندها و پیش بینی حرکات آینده قیمت است. روش های زیادی برای شناسایی الگوها در بازارهای مالی وجود دارند اما تحلیل گران عموماً از ابزارهای متنوعی بهره می برند.
تحلیل گران تکنیکال از ابزارهای ترسیمی مانند خطوط افقی، خط روندها و سطوح فیبوناچی برای شناسایی الگوهای شناخته شده چارت مانند الگوهای مثلث متقارن و الگوهای رنج شدن استفاده میکنند. با شناسایی این الگوها، قدرت و ضعف خریداران و فروشندگان در بازار شناسایی معین میشود.
همچنین تریدرها از چارتهای قیمت مانند چارتهای کندلی برای نمایش بیشترین، کمترین و قیمتهای بازشدن و بسته شدن یک تایم فریم خاص استفاده میکنند. تریدرها از این چارتها برای شناسایی نشانههایی از رفتار خریداران و فروشندگان در یک بازه زمانی کوتاه بهره میبرند.
تاریخچه تحلیل تکنیکال
تحلیل تکنیکال بازارهای مالی از زمانی که عرضه و تقاضا در بازارها وجود داشته، انجام شده است. اولین شواهد از انجام تحلیل تکنیکال، مرتبط با تجار آلمانی در قرن هفدهم و معاملهگران ژاپنی برنج در قرن هجدهم است. در انتهای قرن نوزدهم، تحلیل تکنیکال به طور جدی با آثار چارلز داو، مؤسس و سردبیر مجله والاستریت آغاز شد.
همچنین سایر پیشگامان تحلیل تکنیکال مانند رالف نلسون الیوت، ایدهپرداز نظریه مطرح امواج الیوت، ویلیام دلبرت گن، طراح نظریه گن و ریچارد وایکوف، اولین روانشناس بازارهای مالی نیز نقش مؤثری در پیشرفت تحلیل تکنیکال ایفا کردند.
مقایسه تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی
تحلیل بنیادی، مطالعه دادههای اقتصادی (مانند آمارهای فروش، گزارش تورم، دادههای اشتغال و غیره) یا اخبار شرکت و اطلاعیههای درآمدها برای شناسایی روند بازار و نقاط عطف یا تغییرات احتمالی در جهت یک بازار خاص است. هر چند تحلیل بنیادی همچنان کاربردهای زیادی در بازارهای مالی مانند بازار بورس دارد، اما تحلیل تکنیکال بیشتر موردتوجه قرار دارد.
یکی از دلایل کارایی تحلیل تکنیکال، استفاده تعداد بیشتری از تریدرها از این روش برای تصمیمات معاملاتی خود است، زیرا این ابزار بهتدریج تأثیر و کارایی بالایی را نشان داده است. همچنین تریدرهایی که دیدگاه کوتاهمدتی دارند، بیشتر از ابزارهای تحلیل تکنیکال برای شناسایی روند و تعیین نقاط ورود و خروج بهره میبرند.
مبانی تحلیل تکنیکال
تحلیل تکنیکال مبتنی بر سه اصل است که نقش مؤثری در طراحی استراتژیها و ابزارهای معاملاتی این روش دارند. این سه اصل عبارتاند از:

قیمت، همه چیز است
چارچوب منطقی تحلیل تکنیکال برگرفته از تئوری داو است. بر اساس اعتقاد داو، قیمت کنونی بازار کلیه اطلاعات موجود درباره آن دارایی را نشان میدهد؛ بنابراین، هر عاملی که بر عرضه یا تقاضا تأثیرگذار است، در چارت منعکس میشود؛ بنابراین تحقیق یا حتی آگاهی از رویدادهای خارج از پرایساکشن، بیفایده بوده یا حتی دادههای غیرقابلاطمینانی را بازتاب میدهد.
قیمت در جهت روند حرکت میکند
طرفداران تحلیل تکنیکال مطابق یکی دیگر از اصول نظریه داو علاقه دارند تا ماهیت دنبالهروی روند در بازارهای مالی را مشاهده کنند. بازارها میتوانند در روند صعودی حرکت کرده و قلهها و درههای بالاتری را بسازند. از طرفی، ممکن است بازارها در روند نزولی حرکت کرده و سقفها و کفهای پایینتری را ایجاد کنند.
همچنین روند افقی، بازار رنج نامیده میشود که برای تریدرهای تابع روند، چندان جذاب نیست. در واقع در بازار رنج، هیچ اطمینانی نسبت به آنچه در آینده رخ خواهد داد، وجود ندارد. بازار رنج نشان میدهد که گاوها (خریداران) و خرسها (فروشندگان) قدرت کموبیش یکسانی دارند و هیچ یک قدرت برتری بر طرف دیگر را ندارد.
تاریخ تکرار میشود
تحلیلگران تکنیکال معتقدند که سرمایه گذاران و تریدرها بر اساس الگوها معامله میکنند. باتوجهبه این رفتار، تحلیلگران تکنیکال میتوانند الگوها را با دقت شناسایی کرده و تریدهای خود را با احتمال موفقیت بیشتری انجام دهند. بسیاری از تریدرها از ترکیب تحلیلهای تکنیکال با بنیادی یا تحلیل احساسات در بازار فارکس استفاده میکنند.
تحلیلگران تکنیکال از روش بک تستگیری فارکس یا بک تستگیری دادههای گذشته استفاده میکنند. این روش توسط تریدرها بهمنظور استفاده از دادههای تاریخی با هدف ارزیابی یک استراتژی معاملاتی استفاده شده و اساساً متکی بر تحلیل تکنیکال فارکس است. مشابه کلیه یافتههای آماری در هر حوزه فعالیتهای انسانی، دادههای گذشته تضمینی بر الگوها یا احتمال شکلگیری یک روند در آینده نیست. تحلیل تکنیکال صرفاً یک ابزار است و باید با یادگیری بر ابزارهای تحلیل تکنیکال مسلط شد.
بهترین نرمافزار تحلیل تکنیکال فارکس
تحلیل تکنیکال مطالعه چارتهای قیمت است و اولین گام برای شروع، یافتن بهترین نرمافزار تحلیل تکنیکال محسوب میشود. از نگاه بسیاری از معاملهگران، مجموعه متاتریدر در پلتفرمهای معاملاتی، بهترین نرمافزار در دنیای معاملات به شمار میآید. بسیاری از پلتفرمها و بروکرهای فارکس، قابلیت دسترسی رایگان به نرمافزارهای معاملاتی متاتریدر مانند متاتریدر۴، متاتریدر ۵ و متاتریدر وب را مهیا میکنند.
پلتفرم متاتریدر ۴، پلتفرم محبوب تریدرهای تکنیکالیست فارکس برای سال های طولانی بوده است. پلتفرم متاتریدر ۵، امکان استفاده از مهارت های تحلیل تکنیکال را به تریدرها در بازارهای دیگر مانند بورس و کامودیتی ها مهیا میکند. این دو پلتفرم به همراه وب تریدر، بهترین ابزارهای تحلیل تکنیکال محسوب شده که در بخش های بعدی این مقاله، به جزئیات آنها اشاره خواهیم کرد.
چارتهای تحلیل تکنیکال
اولین گام برای تبدیل شدن به یک تحلیلگر تکنیکال، انتخاب نوع چارت برای انجام تحلیل تکنیکال است. صرفنظر از نوع بازار، امکان استفاده از یک نوع چارت در بازارهای مختلف وجود دارد. انواع چارتها شامل چارتهای خطی، میلهای و کندلی هستند. پس از دانلود نرمافزار تحلیل تکنیکال متاتریدر، شما میتوانید این نوع چارتها را با راست کلیککردن روی یک چارت باز و انتخاب یکی از سه گزینه انتخاب کنید. هر یک از این سه چارت را در بخش بعد، بررسی میکنیم.

چارتهای خطی
چارت خطی، قیمت های بسته شدن هر سشن معاملاتی را در تایم فریمی که شما انتخاب کردهاید، نشان میدهد. به طور مثال اگر در حال مشاهده چارت روزانه هستید، خط قیمت بسته شدن هر روز معاملاتی را به یکدیگر متصل میکند. تریدرها عموماً از چارتهای خطی در بازار فارکس با هدف شناسایی روندهای بلندمدت بهره میبرند، زیرا چارت خطی ابتداییترین نوع چارت در مقایسه با سایر چارتها محسوب میشود.

چارت میلهای (OHLC)
چارت میلهای OHLC (قیمت باز شدن، بسته شدن، بیشترین و کمترین) نشاندهنده یک میله عمودی برای هر پریود زمانی موردنظر تریدر است. به طور مثال، هنگام مشاهده چارت روزانه، هر میله عمودی نشاندهنده یک روز معاملاتی است. چارت میلهای اطلاعات بیشتری را نسبت به چارت خطی ارائه میکند. این چارت بیشترین، کمترین، و همچنین قیمتهای باز و بسته شدن را در یک تایم فریم مشخص ارائه میکند. سایر جزئیات چارت میلهای OHLC عبارتاند از:
خط تیره سمت چپ نشاندهنده قیمت باز شدن و خط تیره سمت راست، قیمت بسته شدن را نشان میدهد.
سقف میله، بیشترین قیمت بازار است که در یک دوره زمانی مشخص، معامله شده است. کف میله، کمترین قیمت معامله شده در بازار در طی دوره زمانی انتخابی است.
میلههای سبز نشان میدهند که قیمت بسته شدن بالاتر از قیمت باز شدن بوده که بهعنوان میلههای خریداران نیز شناخته میشوند. همچنین میلههای قرمز، نشان میدهند قیمت بسته شدن پایینتر از قیمت باز شدن بوده که بهعنوان میلههای فروشندگان نیز محسوب میشوند.

چارتهای کندلی
چارتهای کندلی یا کندلاستیک، برای اولینبار توسط تاجران ژاپنی برنج در قرن هجدهم استفاده شده و همچنان یکی از پرکاربردترین ابزارهای تحلیل تکنیکال فارکس شناخته میشوند. مشابه میلههای OHLC، کندلها نیز قیمتهای باز و بسته شدن و همچنین بیشترین و کمترین قیمتها را در یک بازه زمانی مشخص نشان میدهند.
تفاوت اصلی این دو چارت در وجود یک جعبه یا اصطلاحاً بدنه کندل بین قیمتهای باز شدن و بسته شدن است که معمولاً به رنگ قرمز یا سبز مشاهده میشود. رنگ قرمز نشان میدهد که قیمت بسته شدن کمتر از قیمت باز شدن بوده و کندل سبز نیز نشاندهنده بیشتر بودن قیمت باز شدن در مقایسه با قیمت بسته شدن است.
الگوهای چارت در تحلیل تکنیکال فارکس
الگوی چارت، الگوی پرایساکشنی است که به طور مکرر در چارتها مشاهده میشود. مطابق ایده تحلیل الگوی چارت، با شناخت آنچه پس از تشکیل الگو در گذشته رخ داده است، میتوان آنچه را که دوباره رخ خواهد داد، بادقت بالایی پیشبینی کرد. الگوهای چارت به سه دسته الگوهای ادامهدهنده، بازگشتی و دوطرفه تقسیم میشوند.

الگوی سروشانه
در الگوی چارت سروشانه، اساساً سه قله را مشاهده میکنیم که دو شانه و یک سر را در وسط تشکیل میدهند. سر در وسط، بالاتر از دو شانه دیگر قرار که ارتفاع کمتری دارند، قرار میگیرد. این الگوی چارت نشان میدهد که احتمالاً روند صعودی به پایان رسیده و روند نزولی آغاز میشود.
البته در این الگو، قله میانی باید بالاتر از دو شانه دیگر باشد تا این الگو تشکیل شود. اما خط پایین تمامی آنها (خط حمایت) باید یکسان باشد. پس از قله سوم (تشکیل شانه دوم)، انتظار میرود که کف و سطح حمایت شکسته شده و بازار وارد فاز خرسی شود.

مثلث متقارن
همانطور که از نام این الگو پیداست، الگوی مثلث متقارن بین دو خط متقارن تشکیل میشود. دو نتیجه احتمالی برای مثلث متقارن مشاهده میشود. اولاً فرض کنید که روند قیمت صعودی است و شاهد تشکیل یک خط صعودی هستیم.
اگر چندین نقطه کف و به طور همزمان چندین سقف این خط را قطع کنند، میتوان شاهد تشکیل الگوی مثلث و شکسته شدن آن بود به نحوی که روند جهت قبلی خود را ادامه میدهد. این حالت نشان میدهد که چگونه مثلث متقارن روند مسیر قبلی را صرفنظر از صعودی یا نزولی بودن، ادامه میدهد.

حالت دوم هنگامی رخ میدهد که مسیر قبلی مشخصی برای حرکت قیمت و مومنتوم بازار وجود نداشته باشد. در این حالت و پس از تشکیل مثلث، ممکن است قیمت در هر یک از جهتهای صعودی یا نزولی حرکت کند.
الگوی سقف دوقلو
الگوی سقف دوقلو در تحلیل تکنیکال فارکس، مشابه الگوی سروشانه بدون سر است. در این حالت، دو سقف یا قله را مشابه دو شانه در الگوی سروشانه مشاهده میکنیم. بین این دو قله، قیمت به سطح حمایت بازمیگردد. بااینحال پس از قله دوم، قیمت بیشتر از قبل کاهش یافته و به ناحیه نزولی میرود. الگوی سقف دوقلو عموماً برای نشان دادن بازگشت روند استفاده میشود.

الگوی کف دوقلو
الگوی معکوس سقف دوقلو، کف دوقلو است که نشاندهنده بازگشت روند صعودی است. در این حالت، دو نقطه کف داریم و قیمت پس از کف دوم، دوباره به سمت سطح مقاومت حرکت کرده و این بار، سطح مقاومت را شکسته و روند صعودی را نشان میدهد.

الگوی کنج
الگوی کنج هنگامی ایجاد میشود که خطوط حمایت و مقاومت در یک مسیر به سمت یکدیگر نزدیک میشوند. این حالت نشان میدهد که کنجها در مسیر خود، صعودی یا نزولی هستند. الگوی کنج صعودی با بالا رفتن سطوح حمایت و مقاومت ایجاد میشود. از طرف دیگر، این حالت نشاندهنده افت قیمت و شکلگیری روند نزولی است. الگوی کنج نزولی با پایین رفتن سطوح حمایت و مقاومت ایجاد میشود. الگوی کنج نزولی، نشانه روند صعودی احتمالی است.

الگوی پرچم
الگوی پرچم یک الگوی کوتاهمدت است که بر خلاف روند غالب در بازار حرکت میکند. در الگوی پرچم ابتدا یک حرکت صعودی بزرگ و قابلتوجه برای تشکیل پایه پرچم انجام میشود. پس از صعود اولیه قابلتوجه، قیمت وارد محدوده رنج با سقفها و کفهای کوچکتر میشود. پس از شکست سقف پرچم، میتوان انتظار روند ادامه روند صعودی با مومنتوم شدید را داشت.

اندیکاتورها در تحلیل تکنیکال فارکس
اندیکاتورها، ابزارهای استاندارد مبتنی بر محاسبات ریاضی هستند که برای تحلیل و پیشبینی عملکرد بازار بر اساس الگوهای شناسایی شده از بازار در طول زمان استفاده میشوند. اندیکاتورها بر روی چارت یک جفت ارز در بازار فارکس ترسیم شده و نشاندهنده بازگشت احتمالی قیمت، جهت و قدرت روندهای بازار و مومنتوم حرکات قیمت هستند.
آنچه توسط یک اندیکاتور نشان داده میشود، بستگی به نوع اندیکاتور استفاده شده دارد. اندیکاتورها عموماً به اندیکاتورهای تابع روند، اندیکاتورهای مومنتومی، نوسانی یا اندیکاتورهای حجمی تقسیم میشوند. مطرحترین اندیکاتورها در معاملات شامل میانگین متحرک، باند بولینگر، شاخص قدرت نسبی (RSI) و همگرایی واگرایی میانگین متحرک (MACD) هستند.
اندیکاتور میانگین متحرک ساده (SMA)
اندیکاتور میانگین متحرک ساده (SMA) یکی از اندیکاتورهای رایج در تحلیل تکنیکال فارکس است که جهت روند کنونی قیمت را نشان میدهد. این اندیکاتور غالباً نخستین ابزار تحلیل تکنیکال است که توسط تریدرها استفاده شده و برای شناسایی قدرت یک روند و هر گونه بازگشت احتمالی از خطوط حمایت و مقاومت به کارگرفته میشود. امکان افزودن اندیکاتورهای میانگین متحرک کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت به چارتها، اطلاعات مطلوبی را درباره بازار در اختیار تریدرها قرار میدهد.
باند بولینگر
باند بولینگر، یکی از اندیکاتورهای مطرح در تحلیل تکنیکال فارکس است که توسط جان بولینگر در دهه ۱۹۸۰ عرضه شد. این اندیکاتور توسط تریدرها و سرمایه گذاران فارکس بهمنظور سنجش نوسان حرکت یک جفت ارز و شناسایی نواحی اشباع خرید و اشباع فروش استفاده میشود. باندهای بولینگر شامل سه باند یا خط میانگین متحرک ساده (SMA) در وسط و دو خط انحراف استاندارد در بالا و پایین SMA است.
باندهای بولینگر به تریدرها در شناسایی فرصتهای معاملاتی احتمالی با مشاهده رابطه بین قیمت و باندها استفاده کمک میکنند. هنگامی که قیمت به باند بالا میرسد، دارایی اصطلاحاً در منطقه اشباع خرید است و فرصت فروش را نشان میدهد. در طرف مقابل، هنگامی که قیمت به باند پایین میرسد، میتوان دارایی را در ناحیه اشباع فروش در نظر گرفت و آن را بهعنوان فرصت خرید تلقی کرد.
حرکات پرقدرت قیمت میتواند منجر به شکست باندهای بالا و پایین بولینگر شوند. در این صورت، تریدرها این حرکت را نشانهای از یک روند قدرتمند تلقی کرده و در جهت شکست، وارد پوزیشن میشوند. همچنین میتوان باندهای بالا و پایین را بهعنوان سطوح حمایت و مقاومت تلقی کرد بهنحویکه قیمت در شرایط معمول بازار، با رسیدن به باندهای بالا و پایین، مجدداً به سمت میانه باند بازمیگردد.

اندیکاتور میانگین محدوده واقعی (ATR)
اندیکاتور میانگین محدوده واقعی، یک اندیکاتور تکنیکال است که توسط جی. ولز وایلدر برای سنجش نوسان قیمت یک دارایی ارائه شده است. این اندیکاتور، محدوده میانگین حرکات قیمت را در یک بازه مشخص (عموماً ۱۴ پریود زمانی) محاسبه میکند. بر خلاف سایر اندیکاتورهای نوسانی، ATR گپ های بین حرکات قیمت را در نظر گرفته و دقت بیشتری در نمایش نوسان قیمت دارد.
اندیکاتور ATR کاربردهای متعددی در مواردی همچون تعیین سفارش حد ضرر، تعیین اندازه پوزیشن، شناسایی قدرت روند و ارزیابی نقاط ورود و خروج بازار داشته و بهطورکلی، اطلاعات ارزشمندی را درباره نوسان قیمت یک دارایی ارائه میکند.

همگرایی واگرایی میانگین متحرک (MACD)
اندیکاتور MACD، ابزاری مطرح در تحلیل تکنیکال فارکس است و سرمایهگذاران و تریدرها از آن برای شناسایی روندها، سنجش مومنتوم و یافتن نقاط ورود و خروج در معاملات استفاده میکنند. MACD ترکیبی از دو میانگین متحرک نمایی (EMAها) و یک هیستوگرام است که اطلاعات مفیدی را درباره رابطه حرکات قیمت یک دارایی در کوتاهمدت و بلندمدت ارائه میکند. بهطورکلی MACD شامل سه جزء اصلی خط MACD، خط سیگنال و هیستوگرام MACD است.
هنگامی که خط MACD از بالای خط سیگنال عبور میکند، یک سیگنال صعودی را نشان داده و نشان میدهد که احتمال افزایش قیمت وجود دارد. در طرف مقابل، هنگامی که خط MACD از پایین خط سیگنال عبور کند، سیگنال نزولی صادر شده و احتمالاً قیمت کاهش مییابد.
همچنین تریدرها به دنبال مشاهده واگرایی بین هیستوگرام MACD و قیمت بهمنظور شناسایی بازگشت احتمالی روند هستند. اگر قیمت سقفهای بیشتری را ایجاد کرده اما هیستوگرام MACD قلههای پایینتری را بسازد، میتوان شاهد واگرایی منفی و روند نزولی بود.
درطرف مقابل، اگر قیمت کفهای پایینتری بسازد و هیستوگرام MACD کفهای بالاتری را ایجاد کند، واگرایی مثبت ایجاد شده و احتمالاً شاهد روند صعودی خواهیم بود. همچنین شیب هیستوگرام MACD اطلاعاتی را درباره مومنتوم روند اصلی ارائه میکند. هیستوگرام با شیب مثبت نشاندهنده افزایش مومنتوم صعودی است درحالیکه هیستوگرام با شیب منفی، افزایش مومنتوم نزولی را نشان میدهد.

اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (RSI)
اندیکاتور RSI یک اسیلاتور مومنتومی است که بزرگی حرکت اخیر قیمت را برای تعیین قرارگیری قیمت یک دارایی در نواحی اشباع خرید و فروش، اندازه میگیرد. اندیکاتور RSI با استفاده از فرمولی محاسبه میشود که میانگین سود و زیان را در یک بازه زمانی مشخص (عموماً ۱۴ روزه) در نظر میگیرد. مقدار شاخص RSI از ۰ تا ۱۰۰ اندازهگیری میشود بهنحویکه مقدار بالاتر از ۷۰ نشاندهنده شرایط اشباع خرید و مقدار پایینتر از ۳۰، شرایط اشباع فروش را نشان میدهد.
واگرایی بین RSI و قیمت، موید بازگشت احتمالی روند است. واگرایی منفی (نزولی) هنگامی رخ میدهد که قیمت در حال افزایش و RSI در حال کاهش است و در واقع، ضعف روند صعودی را نشان میدهد. از طرفی، واگرایی صعودی هنگام کاهش قیمت و افزایش RSI مشاهده میشود و احتمال بازگشت روند صعودی را ارائه میکند.

متاتریدر در فارکس
متاتریدر، یک پلتفرم معاملاتی پرکاربرد برای تحلیل بازار فارکس است. این ابزار توسط شرکت MetaQuotes Software عرضه شده و به یکی از مطرحترین پلتفرمها در بین تریدرهای فارکس با داشتن رابط کاربرپسند، قابلیتهای چارتینگ پیشرفته و بهرهگیری از استراتژیهای معاملاتی خودکار تبدیل شده است. متاتریدر در دو نسخه اصلی متاتریدر ۴ (MT4) و متاتریدر۵ (MT5) در دسترس هستند. هر دو پلتفرم، ویژگیهای مشابه و البته تفاوتهای قابلتوجهی دارند. در جدول زیر، به قابلیتهای هر دو نسخه متاتریدر ۴ و ۵ اشاره شده است.
|
متاتریدر ۴ |
متاتریدر ۵ |
|
ارائه چندین نوع سفارش |
پشتیبانی از چندین نوع دارایی شامل سهام و آپشنها |
|
قابلیتهای چارتینگ پیشرفته با اندیکاتورهای تکنیکال و ابزارهای ترسیمی گوناگون |
اندیکاتورهای تکنیکال، اشیاء گرافیکی و تایم فریمهای زمانی بیشتر |
|
پشتیبانی از چندین تایم فریم |
ویژگی عمق بازار (DOM) برای درک بهتر بازار |
|
مشاور متخصص (EAها) برای ترید خودکار |
یکپارچهسازی تقویم اقتصادی |
|
زبان برنامهنویسی MQL4 برای توسعه اندیکاتورهای سفارشی و استراتژیهای معاملاتی |
مدیریت پیشرفته سفارش با انواع بیشتر سفارش |
|
زبان برنامهنویسی MQL5 با قابلیتهای بیشتر و کامپایلر کارآمد |
چگونه از تحلیل تکنیکال در فارکس استفاده کنیم؟
استفاده از تحلیل تکنیکال در فارکس، کمک شایانی به تریدرها برای تصمیمگیری آگاهانه در معاملات خود در بازار جذاب و البته پرریسک فارکس میکند.
توصیه میکنیم ابتدا بهخوبی با تحلیل تکنیکال آشنا شده و سپس پلتفرم معاملاتی مناسبی را انتخاب کنید. سپس چارتهای قیمت را بهدقت تحلیل کرده و از چندین اندیکاتور تکنیکال بر اساس استراتژی معاملاتی خود استفاده کنید. در نهایت استراتژی خود را ارزیابی کرده و در صورت وجود نقایص، این نقاط ضعف را پیش از ورود به معامله بعدی برطرف کنید.



